تبليغاتX
عسلی www.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.wswww.bigoo.ws
Glittery texts by bigoo.ws

شنبه بیست و هشتم مهر 1386
خداحافظ

 خدا حافظ ای آرام و قرار موقتِ من
خدا می داند چقدر سخت است گفتنش
مثل عذابِ مردن
به دنبالت گریه نمی كنم مسافر من
خودت گفتی بچگی نكن به خاطر من
به بدرقه ات هم نمی آیم عزیز خسته دلم از رفتنت بد جوری شكسته
تو نمی مانی رویاهای خوبم
اما من فقط به تو می گویم
فقط برای تو می خوانم
فقط برای تو می نویسم
از رنجی كه می برم
از دردی كه دارم
تو می روی و مرا در غربتِ غمگین شببرای چیدن ستاره ای، تنها می گذاریمی دانمشاید تو دوست داری من مجنون شوم آواره شوم
اما من زندگانی صحرایی نمی خواهم، نمی توانم تو می روی و یك بغض كال در گلو جلوی آوازم را می گیرد نمی توانم تو را فریاد بزنم گلبرگِ آخرین امید در قلبم می میرد تو می روی و نمی دانی انتظار چقدر سخت است
چقدر سخت است منتظر كسی باشی
كه هیچ وقت فكر آمدن نیست مهمان عزیزی باشی كه فانوس خانه اش روشن نیست چقدر سخت است آدم را از آرزوهایش دور كنند او را به مسیر ناخواسته ای مجبور كنند چقدر سخت است دست نوشته هایت را نخوانده خاك كنند اسمت را از خاطره ها پاك كنند چقدر سخت است كه به نام عشق فریبت دهند با بی احترامیها بهانه دستِ رقیبت دهند تو می روی و نمی دانی من به تو عادت كرده ام
اگر یك شب برایم لالایی نخوانی در خود می شكنم
نمی دانی شكستن چقدر سخت است< آنكه نشكسته چقدر خوشبخت است
اگر می خواهی من بشكنم
اگر می خواهی از ماندن حرف نزنم
برو حرفی نیست
همیشه برای رفتن بهانه زیاد است
آنچه می ماند یك دنیا غصه و یاد است یادت باشد برای آمدن هم بهانه ای هست خواستی بیایی، چشم اتنظارت دیوانه ای هست
برو قبل از اینكه وجودم از هم بپاشد< شاید عشق تو جای دیگر
پیش كسی بهتر باشد< برو اما فراموشم نكن
این دیوانه خود را به خاطر بسپار
دنیا همین امروز و فردا نیست مرا نكن همبازی روزگار
برو مگذار آن روزها یادت برود قصه آشنایی ما اندازه یك آه كوتاه و پژمرده شود
برو سعی نكن بفهمی چقدر دلواپس چشمهای توام
چه كنم، دست خودم نیست
آخر هنوز هم عاشق دل بیوفای توام
می دانم دوستم نداشتی و نداری
می دانم در آزارم سنگ تمام گذاشتی و می گذاری چه می شود كرد یادت باشد دلم را شكستی و سر بلند می روی
آنجا دیگر دلی را نشكن و سربلند برگرد
برو اما من در امتداد هر بهانه، بهانه ات را می گیرم
نمی دانم مهمان نوازی ات سر جایش هست یا نه
اما من كوچه به كوچه سراغ خانه ات را می گیرم برو اما به كسی نگو با من چه كردی
نمی خواهم ته دل بگویند چه نامردی
نگو دیوانه بود سرزنشت می كنند
نگو حقش بود ظالمت می كنند نگو عشق ما از اول اشتباه بود
می گویند رفیقش نیمه راه بود نگو دست محبتش را رد كردی می گویند به خودت بد كردی
نگو زندگیش تباه شد
می گویند برای تو گناه شد
نگو مرا برای بازی انتخاب كردی
می گویند پلهای پشت سرت را خراب كردی
نگو كارش گذشته از كار می گویند دعا زود مستجاب می شود با حال زار
نگو نمی خواهمش آدم زیاد است
می گویند این حرف آدمهای بد نهاد است
نگو سكوت كرد هرچه تهمت شنید می گویند شیطان را در چشمهای تو دید< نگو بیچاره بود و بیچاره ترش كردی< می گویند نگاه در چشم ترش كردی
نگو زندگیش را گرفتم
نه به تو تقدیم كردم هدیه بود نگو ناقابل بود
هرچه بود پیشكش دل بود

هیچ حرفِ دگری نیست كه با تو بزنم
تو نمی فهمی اندوه مرا
چه بگویم به تو ای رفته ز دست ؟
شدم از مستی چشمانِ تو مست
شده ام سنگ پرست


مرگ بر آنكه دلش را به دلِ سنگِ تو بست


| + | نوشته شده توسط عسل در 9:2 | |
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
خسته ام از زندگی از سوز و ساز خسته ام از سوز درد انتظار و چه دنیای پر از شور و

شریست مردمانش را نقاب دیگریست عشق می دزدی خرابت می کنند دوست می داری

جوابت می کنند

                        خسته ام

| + | نوشته شده توسط عسل در 8:29 | |