پنجشنبه یکم آذر 1386
عاشقت شدم
بنام کسی که عشق را نهاد
می گفتم طلوع را دوست دارم می گفتم غروب را دوست دارم
می گفتم زندگی را دوست دارم
<<حال می گویم>>
(( طلوع را به خاطره تو غروب را در چشمان تو و زندگی را در کنار تو دوست دارم ))
حالا دیگه واقعا" عاشقم .حالا معنی شعرام زیبا شد.دنیا خیلی زیباست.عشق نیز زیباست
از این به بعد واقعا" یه عاشق این وبلاگ را می نویسه![]()
![]()
![]()

| + | نوشته شده توسط عسل در 10:7 | |
پنجشنبه یکم آذر 1386
روزی که تو بیایی وبرای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم...
و من آنروز را انتظار می کشم....
حتی روزی
که دیگر
نباشم

| + | نوشته شده توسط عسل در 10:0 | |


